السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
46
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
مقام ايشان نداشت و همانا پيامبرانى كه اولو العزم ناميده شدهاند به جهت عهدى است كه در بارهء پيامبر ( ص ) و اوصياء پس از او تا حضرت قائم ( عج ) و سيرهء ايشان بسته بودند و آنها عزم خود را بر پيروى از اين سيره جزم نموده و به مقام آنان اعتراف و اقرار كرده بودند . از ابى عبد اللَّه ( ع ) نقل شده كه در بارهء قول خداى متعال كه فرمود : ( اوست كه از آب بشر ، آفريد و براى او نسب و سببى قرار داد [ 1 ] ) فرمود : همانا خداوند تبارك و تعالى آدم را از آب شيرين آفريد و همسرش را از جنس او خلق كرد ، آنگاه پايينترين دنده آدم را به او نماياند و بواسطه آن دنده بين آنها نسبت برقرار كرد و حوّا را به تزويج آدم در آورد و به واسطهء ازدواج ميان آنها نسبت سببى برقرار نمود ، پس نسب نسبتى است كه به سبب مردان باشند و صهر يا سبب نسبتى است كه سببش زنان باشند و فرمود : خداوند تعالى آدم را از گل آفريد و حوّا را از آدم آفريد ، پس همّت مردان در زمين است و همّت زنان در مردان و نيز فرمود : زمانى كه آدم صلوات اللَّه عليه براى از دست دادن بهشت مىگريست سرش بر درى از درهاى آسمان قرار مىگرفت و از نور خورشيد آزرده مىشد ، پس خداوند از قامت او كاست . و نيز آن حضرت فرمود : هزار نفر پياده به نزد اين خانه ( كعبه ) مىآيند كه هفتصد نفر به حج واجب و سيصد نفر به حجّ عمره مىآيند . و آن حضرت فرمود : وقتى كه خداوند آدم را آفريد ، او را در مقابل خود واداشت ، پس آدم عطسه نمود و خداوند به او الهام كرد كه حمد خدا را به جاى آورد ، آنگاه خداوند فرمود : اى آدم مرا حمد نمودى ، پس قسم به عزّت و جلالم اگر دو بندهاى كه من اراده كردهام آنها را در آخر الزّمان خلق كنم ، نبودند تو را نمىآفريدم ، آدم گفت : اى پروردگار من قسم به منزلت و قدر ايشان در نزدت ، اسم آنان چيست ؟ آنگاه خداى متعال فرمود : اى آدم به عرش نگاه كن ، ناگاه دو سطر نورانى بر عرش ظاهر شد ، سطر اوّل : ( لا إله الّا اللَّه ، محمّد نبىّ الرّحمة ، على مفتاح الجنّة ) : ( هيچ خدايى جز خداى يگانه نيست ، محمّد پيامبر رحمت است ، على كليد بهشت است ) . سطر دوّم : همانا من بر نفس خود واجب كردهام كه هر كس آن دو را دوست بدارد
--> [ 1 ] سوره فرقان ، آيه 54 .